در فینال جام جهانی ۲۰۲۶ اسپانیا به آنچه حقش بود دست یافت. اسپانیا نشان داد که آرژانتین حتی با مسی هم می تواند شکننده و آسیب پذیر باشد. قهرمانی امروز اسپانیا، حاصل ۱۴ سال برنامه ریزی بود. زمانی که در سال ۲۰۱۰ قهرمان جهان شد ودو سال بعدجام ملت های اروپا را شکار کرد. بعد از این قهرمانی ناگهان تیم اسپانیا از بازیکن مستعد و جوان خالی شد.
ستاره ها به یکباره از تیم ملی بازنشسته شدند تا فوتبال ملی اسپانیا در سراشیبی قرار بگیرد.
تشکیل یک تیم ملی قوی نیاز به سازندگی بازیکنان جوان داشت و در همان موقع تشکیل یک آکادمی فوتبال قوی و با برنامه در دستور کار قرار گرفت. تیمی که در جام جهانی ۲۰۲۶ قهرمان جهان شد محصول فعالیت همان آکادمی است. جوانگرایی به شکل منطقی وبا صبر وحوصله کلید خورد وبعد از مدت ۱۴سال جواب داد.
اسپانیا در جام جهانی شروع خوبی نداشت و در میانه راه به قدرت اصلیاش رسید. خط دفاعی نفوذ ناپذیری ساختند و تیمهای مدعی را یک به یک کنار زدند و مانند دو مسابقه آخر پیشاز فینال در فینال هم با زدن گل در وقتهای اضافه به پیروزی رسیدند. تیم قهرمان ۲۰۲۶، همان پسر بچههای ۱۴ سال پیش هستند. از کوبارسی ۱۹ ساله که بینهایت پخته فوتبال بازی میکند تا لامین یامال که در رده ملی تا ۱۹ سالگی عملا همه افتخارات فوتبالی را به دست آورده است. از پدری و فابیان روییز تا مرینو و رودری و
فران تورس که همگی در تیمهای پایه باشگاههای اسپانیایی رشد کردند و تیمی منظم، منسجم و مهارنشدنی ساختند که
در ۸ مسابقه جام جهانی فقط یک گل خورد!
اسپانیا در فینال همان بلایی را سر آرژانتین آورد که آرژانتین بر سر حریفان خود آورده بود.
بازی با حوصله و دادن پاس های کوتاه و پر تعداد، حفظ برتری در مرکز زمین، تحت فشار قرار دادن حریف از جلوی دروازه خودش، عملا آرژانتین را نه تنها کیش ومات کرد بلکه آن را به یک تیم عصبی تبدیل کرد و اسپانیا منتظر چنین اتفاقی بود.
اسپانیا نشان داد که کار تیمی به ستارهها ارتباط ندارد، بلکه به سازماندهی نفرات مربوط میشود که آرژانتینی ها از آن بی بهره بودند. اگر بگوییم، کم اثرترین بازیکن بازی فینال مسی بود، بیراهه نگفتهایم.
تیم اسپانیا بهترین بازیکن زمین
پر جنب وجوش ترین و موثرترین بازیکن فینال، نامش تیم ملی فوتبال اسپانیا است.
قهرمانی اسپانیا بیش از هر چیز باید یک زنگ خطر جدی برای فوتبال ملی ما باشد. در حالی که ما همچنان در چرخه تکراری اتکا به نفرات پا به سن گذاشته و مدیریتهای کوتاه مدت نا آشنا به فوتبال گرفتاریم. ماتادورها ثابت کردند که موفقیت صرفا با بازیکنان نامی و ستارهها بدست نمیآید، بلکه با برنامه و اعتماد به نسل جوان ساخته میشود.
برای ما که هنوز در پی یافتن هویت تاکتیکیِ خود هستیم، بررسی مدل اسپانیا یک ضرورت است؛ نه یک انتخاب. اگر امروز دست به کار نشویم و تیمهای پایه را به قلبِ تپنده تیم ملی تبدیل نکنیم، باید منتظر باشیم که در آینده، بیش از پیش از فوتبال مدرن عقب بمانیم. اسپانیا به ما آموخت: موفقیت، محصولِ صبر و شجاعت برای تغییر است.
شما چه نظری دارید؟